محمد رضا واليزاده معجزى

445

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

احتشام الدوله مدتى در لرستان اقامت كرد و چون باز هم كارها به وفق ميل و مرام او نبود و مردم در دادن ماليات مسامحه داشتند و دولت هم به واسطه خالى بودن خزانه و نداشتن استعداد مالى جهت تجهيز و اعزام نيرو و مطيع ساختن عشاير لرستان كه در نتيجه حوادث مشروطه و مبارزه با نظام السلطنه گستاخ و خودسر شده بودند ، نداشت ؛ لذا وى هم به ستوه آمد و جريان را به پدرش امير مفخم نوشت « 1 » تا اين‌كه قيام مشروطه‌خواهان شروع شد و محمد على شاه حامى او از سلطنت خلع گرديد . در اين هنگام بختياريان در پايتخت نفوذ زياد پيدا كرده بودند و صمصام السلطنه برادر بزرگتر سردار اسعد بعد از سپهدار نخست‌وزير كشور شد و از خوانين بختيارى به اين طرف و آن طرف مىفرستاد و حكومت شهرستان‌ها را به آنها مىداد . من‌جمله تصميم گرفت كه يكى از خوانين مقتدر بختيارى را به لرستان بفرستد . شايد عشاير لرستان به ملاحظه قدرت و نفوذ اين بختيارى و يا به خاطر حسن روابط و هم‌نژادى و برادرى « 2 » سر به رقبه اطاعت او درآورند . اين بود كه صمصام السلطنه و سردار اسعد امير مفخم را براى حكمرانى لرستان و بروجرد در نظر گرفتند . امير مفخم همدانى مردى شوخ و بذله‌گو و بسيار سخى الطبع و بلندنظر بود و در مذهب فوق العاده تعصب داشت و هر سال در ايام عاشورا چند هزار تومان خرج عزادارى سيد الشهدا و روضه‌خوانى و پذيرايى از سينه‌زنان و عزاداران امام حسين عليه السّلام مىكرد . او از چهارم تا دهم عاشورا هفت شب به طبقات مختلف شام مىداد يعنى هر شب يكى از طبقات را پذيرايى مىكرد . به علماء بىنهايت احترام مىگذاشت . با اين حال كشتن سيد جمال الدين واعظ لطمه شديدى به شخصيت خانوادگى او وارد ساخته است .

--> ( 1 ) . كشته شدن مرحوم سيد جمال الدين واعظ اصفهانى پدر آقاى جمالزاده نويسنده شهير معاصر در همين سال و به دستور امير مفخم اتفاق افتاد . مختصر قضيه اين است كه وى قبل از بمباران مجلس باوجود احسانهايى كه از محمد على شاه به او شده بود عليه دستگاه سلطنت مطالبى را در مجلس عنوان مىكرد و بالاخره مغضوب دربار شده با اين كه محمد على شاه قلبا ميل نداشت اذيتى از او به سادات برسد دستور دستگيرى داد و او با زحماتى به همدان فرار كرد و نزد مظفر الملك حاكم همدان رفت و مظفر الملك محرمانه حضور رسيد او را به امير مفخم كه پسرش شوهر خواهر شاه بود اطلاع داد و امير مفخم نيز مراتب را به عرض شاه رسانيد ، در نتيجه سيد جمال الدين را به بروجرد نزد امير مفخم فرستادند . وى مدتى در بروجرد زندانى بود تا اين‌كه در تاريخ 25 شوال 1326 قمرى به دستور امير مفخم او را خفه كرده و در همان‌جا به خاك سپردند . ( 2 ) . لرستانيان و بختياريان يك‌نژاد دارند و لر خوانده مىشوند ولى از قديم الايام ايل بختيارى را « لر بزرگ » و لرستانيان را « لر كوچك » خوانده‌اند .